خرید بک لینک
  • تولیدی کیف
  • تولیدی کیف
  • ابزار وبلاگ
  • ساخت وبلاگ
  • ساخت وبلاگ
  • ساخت وبلاگ
  • ساخت وبلاگ
  • ساخت وبلاگ
  • باز کردن شبکه سه
  • انجام پروژه آماری spss
  • طراحی وب سایت
  • ترمووود
  • دکوراسیون داخلی
  • قطع شدن کانال 3 ورزش هنگام پخش فوتبال
  • فرکانس شبکه های استانی در ماهواره اینتل ست
  • کاغذ دیواری
  • حفاظ شاخ گوزنی
  • کاغذ دیواری سه بعدی
  • کاغذ دیواری
  • قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران
  • استخدام فرزندان ایثارگران
  • محاسبه حکم ۱۳۹۶ فرهنگیان
  • پاداش پایان‌ خدمت بازنشستگان
  • بک لینک
  • بک لینک
  • بک لینک
  • دانلود کتاب
  • دانلود حل المسائل
  • دانلود کتاب | دانلود حل المسائل
  • دانلود کتاب | دانلود حل المسائل
  • فروش بک لینک
  • فروش بک لینک
  • کاغذ دیواری سه بعدی
  • تور عتبات
  • بازسازی ساختمان
  • هزینه عمل اسلیو معده

    تصویر ثابت

  • مجله خبری
    X
    تبلیغات
    رایتل

    درباره سبک زندگی استیون جرارد

    سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 17:07

    رست مثل فرانچسکو توتی برای آ. اس رم و مانند پائولو مالدینی برای میلان، او هم نماد و اسطوره ای فراموش نشدنی برای لیورپول است.

    بدرود استیوی!

    شروع

    او فوتبالش را در ویستون جوینور که تیمی محلی بود، شروع کرد و در 9 سالگی سر از لیورپول درآورد. درواقع استعدادیاب های آنفیلد او را کشف کردند. خودش در کتاب زندگی نامه اش نوشته که فرصت پیوستن به منچسریونایتد هم به گونه ای برایش پیدا نشده بود. اما او فقط به لیورپول فکر کرده و بس! نخستین قرارداد رسمی اش با این تیم را هم در تاریخ پنجم نوامبر 1997 به امضا رسانده است.

    نظر زیدان

    زین الدین زیدان در سال 2009 در اظهارنظری درباره استیون جرارد گفت: بهترین بازیکن دنیا؟ شاید او مثل مسی و رونالدو نتواند نظرات را جلب کند، اما چرا که نه. او هم می تواند به نوعی بهترین بازیکن جهان باشد. او قدرت پاسکاری عالی دارد. خوب تکل و گل می زند، اما مهم ترین چیزی که درباره او می توان گفت این است که جرارد به بازیکنان اطرافش اعتماد به نفس می دهد. این چیزی نیست که شما بتوانید یاد بگیرید این بازیکنان با چنین توانایی و قابلیتی متولد می شوند.

    بدرود استیوی!

    قرارداد با گالکسی

    روز هفتم ژانویه 2015 باشگاه لس آنجلس گالکسی اعلام کرد که مبلغ 9 میلیون دلار، استیون جرارد را به مدت 18 ماه به خدمت گرفته است. زمان شروع این قرارداد، ژوئیه 2015 است که به معنای پایان کار جرارد در لیورپول و لیگ برتر است. البته شاید مثل فرانک لمپارد، جرارد هم بتواند با قراردادی قرضی به کارش در لیگ برتر و لیورپول برای مدت بیشتری ادامه دهد.

    نظریه دانیله دمروسی


    هافبک تیم ملی ایتالیا درباره استیون جرارد می گوید: برای 10 سال او الگوی من بوده است. جرارد یکی از بهترین بازیکن جهان محسوب می شود و نمونه کامل یک هافبک است. او همیشه در میانه میدان جنگ است. او همه جا است؛ در دفاع، در وسط زمین و در خط حمله. دلم می خواهد روزی به نزدیکی های چنین سطحی برسم.

    بدرود استیوی!

    خانواده

    استیون جرارد در روز 16 ژوئن 2007 با الکس کوران ازدواج کرد. آن ها اکنون صاحب 3 دختر هستند. در سپتامبر 2006، کتاب زندگی نامه جرارد منتشر شد که با استقبال عجیبی هم رو به رو شد. این اتوبیوگرافی، جایزه کتاب ورزشی سال انگلستان را هم به خود اختصاص داد. فصل آخر آن با عنوان «من برای جان- پل باز می کنم» اشاره ای دارد به پسرعموی استیون جرارد که در فاجعه هیلزبرو در 10 سالگی کشته شد. این حادثه روز 15 آوریل 1989 در بازی نیمه نهایی جام حذفی بین لیورپول و ناتینگهام فارست در شفیلد رخ داد که به دلیل ازدحام جمعیت حاضر در ورزشگاه 96 نفر جان خود را از دست دادند.

    لقب


    سبک بازی و عملکردش در داخل میدان باعث شده تا لقب جیمز باند یا 007 به او داده شود. دانیل استاریج در این باره می گوید: خیلی با این لقب راحت نیستیم. اما استیون با توپ همه کار می کند و به همین دلیل است که لقب جیمز باند به او داده شده است.

    بدرود استیوی!

    حامیان مالی

    جرارد با توجه به محبوبیت اش حامیان مالی بسیاری پیدا کرده بود. شرکت های آدیداس و جگوار کارز و همچنین کنسول بازی ایکس باکس وان از جمله حامیان مالی جرارد هستند. مجله فوربس اعلام کرد که در سال 2014 میلادی، استیون جرارد از منابع مختلف توانسته 17 میلیون و 200 هزار دلار به جیب بزند.

    نخستین گل ملی

    جرارد که از سال 2000 به تیم ملی انگلستان دعوت شده، نخستین گل خود را در روز یکم سپتامبر 2001 به ثمر رساند. این گل در بازی جالب و مهم انگلستان و آلمان در المپیک اشتادیون مونیخ و در چارچوب رقابت های انتخابی جام جهانی 2002 کره و ژاپن به ثبت رسید؛ مسابقه ای که با برتری 5 بر یک انگلیسی ها به پایان رسید و جرارد موفق شد گل دوم  و برتری بخش تیمش را به ثمر برساند. آخری گل ملی اش هم در انتخابی جام جهانی 2014 و مقابل لهستان به ثبت رسیده است. جرارد در آن بازی که با برتری 2 بر صفر انگلیسی ها در ومبلی توام بود، گل دوم تیمش را وارد دروازه حریف  کرد.

    بدرود استیوی!

    خودروهای پرشمار

    به غیر از جگوار که باید به عنوان تبلیغات، سوار بر آن شود، استیون جرارد خودروهای مختلف و متفاوتی در پارکینگ منزلش دارد. یک رنجرور اسپورت، بنتلی، پورشه پانامرا و استون مارتین از دیگر خودروهای استیون جرارد و همسرش به حساب می آید.

    خانه رویایی

    نمی خواهیم در اینجا به توضیح این بپردازیم که خانه جرارد چه هست و چند متری است و... بلکه تنها به یک نکته خاص و ویژه درباره این ویلای لوکس بسنده می کنیم. جرارد در منزلش یک موزه دارد که هدایا، پیراهن های تعویض شده و برخی از جام ها و مدال هایش را در آن نگهداری می کند. البته از کسی که در سال 2014 میلادی توانسته 17 میلیون دلار کاسبی کند، داشتن چنین منزل لوکسی بعید نیست.

    مشخصات

    نام کامل

    استیون جورج جرارد

    تاریخ تولد

    30 مه 1980

    محل تولد

    ویستون، مرسی ساید- انگلستان

    قد

    183 سانتی متر

    وزن

    77 کیلوگرم

    درآمد

    7 میلیون و 280 هزار پوند

    باشگاه کنونی

    لیورپول

    پست

    هافبک

    شماره

    8

    باشگاه پیشین

    _

    بازی ملی

    114

    گل ملی

    21

    افتخارات

    عضویت در لیورپول برای جرارد با افتخارات و عناوین متعدد و مختلفی همراه بوده است.

    · لیورپول

    نایب قهرمانی در جام جهانی باشگاه ها: 2005

    قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا: 5-2004


    قهرمان در جام یوفا: 2001

    نایب قهرمانی در لیگ برتر انگلستان: 2-2001

    9-2008 و 14-2013

    قهرمانی در جام حذفی: 6-2005 و 2-2001

    قهرمانی در جام اتحادیه: 1-2000 و 3-2002 و

    12-2011

    نایب قهرمانی در جام اتحادیه: 5-2004

    قهرمانی در جام خیریه: 2006

    · افتخارات شخصی

    توپ برتر اروپا: 2005

    بازیکن باشگاهی سال یوفا: 2005

    بازیکن سال انگلستان: 2007 و 2012

    بازیکن منتخب جام ملت های اروپا: یورو 2013

    حضور در تیم منتخب سال یوفا: 2005، 2006 و 2007

    حضور در تیم منتخب سال فیفا/ فیف پرو: 2007،

    2008 و 2009

    محبوب ترین بازیکن سال جهان از دید فدراسیون

    جهانی آمار و ارقام: 2006

    شمشیر داعش روی گردن فوتبال

    سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 17:06

    در هنگام روزهای پایانی لیگ برتر ایران خبر ناراحت کننده ای از سرزمین های اشغالی داعش مخابره شد. تروریست های وحشی این گروه افراطی دوباره به کافه ای حمله کرده بودند و 16 نفر از تماشاگران فوتبال را که عمدتا هوادار رئال مادرید بودند، به اشد مجازات رسانده بودند؛ مجازاتی به نام مرگ!

    این البته اولین باری نبود که داعشی ها مخالفت خود با فوتبال را فریاد می زدند و مشخصا آخرین بار هم نخواهد بود. در اینجا بد ندیدیم یک گزارش دسته اول از مجله اینترنتی وایس را برای شما به فارسی برگردانیم تا وضعیت فوتبال و علاقه مندان به آن را در سرزمین های داعش بهتر بدانید. سرزمین هایی که ظاهرا حتی تماشای فوتبال هم در آنها حرام است؛ البته نه برای رهبران خود داعش! این گزارش تحقیقی را بخوانید:

    شمشیر داعش روی گردن فوتبال( slideshow)

    ژانویه 2015 خبر تکان دهنده ای منتشر شد. یک گروه سیزده نفره از بچه های شهر موصل عراق در حالی اعدام شدند که جمعیت انبوهی که شامل والدین و دوستان شان بودند، این صحنه را از نزدیک تماشا می کردند. این قتل عام هشدار خشنی از سمت گروهی بود که بعدها «داعش» نامیده شد.

    علت دقیق اعدام این بچه ها مشخص نیست اما گزارش شده آنها را در حالی دستگیر کردند که مشغول تماشای بازی های جام ملت های آسیا میان دو تیم عراق و اردن بوده اند. علی الاحمد، کارشناس عربستان سعودی در زمینه سازمان های تروریستی و وهابی، می گوید: «گاهی اوقات داعش دست به کارهای خشنی می زند تا قدرت و حکومتش را نشان دهد ولی من نمی دانم آیا این بچه ها فقط برای دیدن بازی فوتبال کشته شده اند یا نه.»

    اما در این بخش عراق که توسط گروه تروریستی داعش کنترل می شود، به نظر می آید فوتبال کاملا ممنوع شده است. یک شهروند عراقی ساکن محله باسورا که خواسته نامش فاش نشود، این موضوع را تایید کرده است: «چیزهای زیادی هست که در خاک داعش غیرممکن و ممنوع است و فوتبال فقط یکی از آنهاست.»

    همین موضوع را از زبان مردم بغداد هم می شنوید؛ یک شهروند دیگر که ساکن بغداد است هم آن را تایید کرده: «آنها از چیزی که باعث پیشرفت شود، خوش شان نمی آید، بنابراین فوتبال را هم ممنوع کرده اند. مثل شما ما هم در مورد اعدام وحشتناک جوانان شنیده ایم اما نمی توانیم صحت آن را تایید کنیم. ما نمی دانیم آنجا چه اتفاقی افتاده است. اخبار کمی از آنجا به گوش می رسد اما شما باید به این شایعات توجه کنید. شاید واقعا این بچه ها فقط به خاطر تماشای فوتبال کشته شده باشند.»

    چیزی که واضح است این است که ورزش خلاف اصول این گروهک تروریستی است. علی الاحمد در این مورد تاکید می کند: «برهنه بودن پا، ران، زانو و حتی ساق پا ممنوع است.» بر اساس اصول این گروهک کسی اجازه جایگزینی و حتی رقابت با خادم خدا را ندارد، از این رو عکس های بزرگ تبلیغاتی و پوسترهای بازیکنان فوتبال خارجی در کافه ها و رستوران ها نه تنها به این دلیل که آنها «کافر» هستند پاره می شود بلکه به این خاطر که این عکس ها باعث به هم زدن نظام مذهبی شان هم می شود، مورد خشم افراطیون است.

    20 سال پیش، نقش فوتبال در عربستان سعودی هم زیر سوال رفته بود اما از آن زمان به مرور نحوه تفکرات مسئولان سعودی تغییر کرده است. علی الاحمد همین رفتار داعشی ها برابر ورزش را از سوی وهابیون در کشور خودش هم دیده بود. اصول وهابیتی که بعضی از سعودی ها هم از آن پیروی می کنند بسیار شبیه به سلفی های داعش است. شیخ عادل الکلیانی، امام سابق مکه هم این موضوع را تایید کرده و در برنامه ای تلویزیونی گفته بود: «داعش همان اعتقاداتی را دارد که ما داریم.»

    علی الاحمد در این باره می گوید: «فوتبال را مذهب در عربستان سعودی رواج نداد. فوتبال می توانست به عنوان شیوه ای برای متحد کردن گروه ها و تحقق بخشیدن به انتظارات شخصی باشد بنابراین ممنوع کردن آن بهترین شیوه برای کنترل جامعه بود.» در عراق محله هایی از فلوجه گرفته تا بعقوبه بارها توسط داعشی ها اشغال شده و سپس توسط ارتش عراق آزاد شده اند. در بین النهرین، فوتبال عملا به خاطر سرکوب های خشونت آمیز و حملات هوایی نابود شده است.

    اما در بغداد، پایتخت عراق، جایی که داعش هیچ تاثیری نتوانسته بگذارد، فوتبال زنده است. در بیست و نهم ژانویه 2015 مردم این شهر از صعود تیم زیر 23 ساله شان به مسابقات المپیک ریو چنان خوشحالی کردند که در شبکه های اجتماعی، عراقی های تبعید شده، از ترس جان اقوام شان درخواست آرامش کردند. کلود ناکیا، بازیکن فرانسوی که تا پیش از اولین حمله داعش در باشگاهی عراقی توپ می زد در مورد این شهر می گوید: «بغداد یک شهر کاملا فوتبالی است. وقتی رئال مادرید و بارسلونا بازی می کنند، کل شهر ساکت می شود.»

    در سوریه وضعیت بی ثبات تر است. تیم، مردی سوریه ای است که برای وب سایت «رقه در سکوت سلاخی شد» کار می کند؛ سایتی که جنایات داعش در رقه را برملا می سازد. او در مورد فوتبال در مناطق اشغال شده توسط داعش می گوید: «موضوع فوتبال هیچ جایی توسط داعش نوشته نشده است. هیچ قانون نوشته ای مبنی بر اینکه فوتبال ممنوع است پیدا نمی کنید، اما دهان به دهان چرخیده که فوتبال بازی کردن و حتی تماشای آن در خیابان، مسجد و کافی نت ها ممنوع است. بنابراین آن تقریبا گیج کننده است. به عنوان مثال در شهر منبج بچه های بالای 12 سال اجازه فوتبال بازی کردن را ندارند اما در دیرالزور چنین قانونی نیست. کلا همه چیز به این بستگی دارد که کجای سوریه زندگی می کنید.»

    شمشیر داعش روی گردن فوتبال( slideshow)

    در رقه، بچه های زیر 15 سال می توانند فوتبال بازی کنند. بعد از این سن، ورزش برای شان بی فایده می شود. تیم در ادامه می گوید: «آنها می گویند که فوتبال باعث می شود بزرگسالان از وظایف دینی و نمازی های شان غافل شوند اما کسانی را می شناسم که در رقه یواشکی و به دور از چشمان داعش گاهی اوقات پا به توپ می شوند.»

    تیم، در قلب این شهر شاهد صحنه های خشن زیادی از سوی داعش با محلی ها بوده است؛ کسانی که در کافه جمع شده بودند تا بازی های فوتبال را تماشا کنند اما بازی به بازی میزان این خشونت ها کم شده و کم کم به بعضی مکان ها برای نمایش مسابقات اجازه داده شد. تیم در این مورد می گوید: «شما نمی توانید آزادانه فوتبال تماشا کنید. گاهی اوقات به ما این اجازه را می دهند، گاهی هم به کافه ها می ریزند و کسانی را که اجازه تماشای بازی نگرفته اند کتک می زنند. واقعا فاجعه است.»

    او دیدار الکلاسیکو را به خاطر می آورد، بیست و یکم نوامبر 2015، دیدار بارسلونا برابر رئال مادرید، درست هشت روز پس از حملات تروریستی پاریس. در کمال تعجب، مسئولان داعش اجازه پخش این مسابقه را دادند اما قبل از آغاز بازی یک دقیقه سکوت در برنابئو برقرار شد: «داعشی ها پس از دیدن این صحنه بسیار عصبانی شدند و با خشونت شروع به خارج کردن مردم از کافه ها کردند و هر محلی که احتمال می رفت بازی را پخش کند بستند.»

    تیم، تناقضات آنها وقتی پای فوتبال وسط می آید را درک نمی کند. او توضیح می دهد که در آغاز اشغال رقه، مردمان شهر با هر سن و سالی اجازه فوتبال بازی کردن داشتند، مگر آنکه پاهای شان را نمی پوشاندند. او ادامه می دهد: «اما یک روز اعلام کردند که این بازی ها باعث فاصله افتادن مردم با خدا و انجام وظایف شان می شود.»

    این ممنوعیت برای مجاهدان دیگر در اروپا و آمریکا اعمال نمی شود و تیم در این مورد می گوید: «من می دانم که مجاهدانی که از غرب آمده اند، فوتبال را در خانه های شان یا در مکان های خصوصی تماشا می کنند و شبکه های مختلفی دارند که این بازی ها را پخش می کنند. مسئولان داعش تکلیف شان با خودشان هم مشخص نیست. آنها ما را از بازی کردن و تماشای فوتبال منع می کنند اما خودشان با خیال راحت در خانه های شان مسابقات را تماشا می کنند و حتی پلی استیشن هم بازی می کنند.»

    علی الاحمد می گوید که این به نظر رؤسای داعش کاملا منطقی است: «برای رهبران داعش، سربازان خارجی بیشتر ارزش دارند. آنها گاهی انگیزه های شان بیشتر است و تندروتر هستند. به همین دلیل هم برای شان ارزشمندترند. پس طبیعی است بعضی از چیزهایی که می خواهند را در اختیارشان قرار دهند.»

    مجاهدانی که از فرانسه، بلژیک، آلمان، تونس، عربستان سعودی و دیگر کشورهای جهان آمده اند در شهرهای بزرگ عراق و سوریه، در خانه های بزرگ مناطق اعیان نشین زندگی می کنند؛ خانه هایی که به زور آنها را غصب کرده و صاحب خانه را بیرون کرده اند. اکثر سوریه ای ها و عراقی ها ترجیح می دهند با «تازه مسلمان»های مغرور و خشنی که از جاهای دیگر آمده اند، کنار نیایند. تیم در این باره می گوید: «آنها هیچ بازی را در کنار ما تماشا نمی کنند. همه آنها در ملک های خصوصی شان می مانند و گاهی از مکان هایی استفاده می کنند که برای مردم عادی ممنوع است.»

    شمشیر داعش روی گردن فوتبال( slideshow)

    مترجم سابق سرویس اطلاعات رژیم بشار اسد در سال های 2011 تا 2012 در این مورد می گوید: «فتوای دولت داعش علیه پخش شدن مسابقات فوتبال است نه بازی کردن آن.» لوآی ابوالجود، روزنامه نگار سوری وقتی در پاریس بود در مورد شرایط ترسناک شهر حلب، بزرگترین شهر و پایتخت تجاری سوریه صحبت کرده بود و تلاش داشت دورنمایی از آنچه در این شهر می گذرد را توصیف کند. او زمان زیادی در زندان های داعش بوده و به همین دلیل تمام تلاشش را می کند تا آنچه امروز در سوریه می گذرد را به گوش جهانیان برساند: «مردم در سوریه بیشتر از اینکه به فکر بازی کردن یا تماشای فوتبال باشند به فکر مشکلات روزانه شان مثل پیدا کردن آب، غذا یا فهمیدن آخرین جایی که منفجر شده، هستند.»

    زمین های فوتبال توسط جهادی ها مصادره شده و از آنها به عنوان مخفیگاه شان استفاده می کنند. تیم در این مورد می گوید: «استادیوم بزرگ رقه، لانه پلیس این گروهک تروریستی شده است که آن را «یازده امتیاز» نامیده اند. این اتفاق از زمان اولین بمباران ها رخ داد. استادیوم عملا برای آنهاست. در آنجا اتاق خواب های زیادی هست که حکم پناهگاه را برای شان دارد و البته پارکینگ هم دارد.»

    در فاصله بسیار کوتاه از رقه، مکان هایی وجود دارد که در دست ارتش آزاد سوریه است؛ جایی که فوتبال در آن وضعیت کاملا متفاوتی دارد. در آنجا، مسابقات منجر به ضرب و شتم نمی شود. اوروا کاناواتی، بنیانگذار تیم ملی سوریه آزاد، با افتخار از آزادانه بازی کردن فوتبال در مکان های تحت سلطه ارتش آزاد سوریه سخن می گوید: «ما بدون ترس از اعدام شدن، فوتبال بازی می کنیم. با وجود اینکه در جنگ به سر می بریم، مردم در مکان هایی که توسط نیروهای انقلابی کنترل می شود، آزادانه فوتبال بازی می کنند. در شهرهایی همچون حمص، ادلب، درعا و حلب مردم در استادیوم های کوچک و بزرگ فوتبال بازی می کنند. ما در مناطق خودمان بیش از 75 تیم داریم و حتی لیگ در دسته های مختلف با 40 باشگاه در شهر ادلب داریم.»

    به رغم اینکه این مناطق در حال حاضر با چالش های زیادی دست و پنجه نرم می کنند و روزانه تلاش می کنند از انواع و اقسام بمب ها، تفنگ ها و چاقوها جان سالم به در ببرند، فوتبال همچنان به عنوان یکی از قدرتمندترین ابزارهای جهانی باقی مانده است.

    تهدید داعش، فوتبال سوریه را نکشت

    سوریه حالا دیگر آن زرق و برق همیشگی را ندارد. روزگاری این کشور یکی از مقاصد خوب گردشگری برای ایرانیان بود که هم مقصدی زیارتی حساب می شد و هم سیاحتی؛ اما سایه جنگ داخلی و حضور تروریست های بین المللی، سیمای سوریه را حسابی تغییر داده است. در این بین فوتبال سوریه هم به سبب مخالفت سرسختانه داعشی ها تحت الشعاع قرار گرفته.

    حالا تنها دو شهر بزرگ سوریه باقی مانده اند که هنوز می شود در آنها فوتبال بازی کرد؛ دمشق و لاذقیه. با این همه جالب است که فوتبال این کشور 20 باشگاه دارد و همه آنها هم در لیگ سراسری سوریه حضور دارند! سیستم لیگ فوتبال این کشور سبک و سیاق خاص خود را دارد؛ تیم ها در دو گروه 10 تیمی تقسیم بندی شده اند و به صورت دوره ای با هم بازی می کنند. بازی های رفت در شهر لاذقیه و بازی های برگشت در دمشق برگزار می شوند، طوری که در پایان ناز هر دسته چهار تیم به مرحله نیمه نهایی صعود می کنند و پس از بازی های ضربدری، فینالیست ها مشخص می شوند.

    شمشیر داعش روی گردن فوتبال( slideshow)

    با اینکه سران داعش بارها فوتبال دوستان سوریه را تهدید به حملات انتحاری و تروریستی کرده اند و همین باعث کم رونق شدن ورزشگاه های سوریه شده بود اما لیگ اخیر این کشور با شور و حال خاصی برگزار شد. به طوری که در برهه ای از فصل حتی از میانگین تماشاگران لیگ برتر خودمان هم بیشتر تماشاگر داشت. شاید همین شور و شوق تماشاگران سوری بوده که باعث شده تیم ملی این کشور هم به رغم وضعیت نابسامان داخلی به مرحله نهایی مسابقات انتخابی جام جهانی برسد. با این همه این کشور هنوز توانایی میزبانی از بازی های بین المللی خودش را ندارد و بازی های مرحله قبلش را هم در ایران برگزار کرد.

    وقتی مسی بغداد ضد فوتبال می شود

    در چند هفته گذشته اخبار ضد و نقیضی از مرگ یا زنده ماندن خلیفه داعش، ابوبکر بغدادی منتشر شده است. با این همه هنوز هیچ کس نمی داند او واقعا کجاست و احوالاتش چطور است. جالب اینجاست داعش در حالی فوتبال را برای شهروندانش ممنوع کرده که خود ابراهیم عواد ابراهیم البدری که حالا با نام البغدادی شناخته می شود، یک فوتبالیست بالفطره بوده است.

    چندی پیش روزنامه تلگراف انگلیس درباره رهبر داعش نوشت: «تنها موقعی که او مؤدب بود و مانند یک محصل عینکی به نظر می رسید، زمانی بود که در زمین فوتبال بازی می کرد برای تیم مسجد محل شان.» ابوعلی امام جماعت مسجد محل زندگی البغدادی در دوران جوانی، حرف های جالبی درباره شخصیت رهبر داعش دارد. او درباره سبک فوتبال بازی کردن البغدادی می گوید: «او بهترین بازیکن تیم ما بود.» و بعد با مقایسه کردن رهبر داعش با بهترین مهاجم این روزهای فوتبال آرژانتین ادامه می دهد: «او مسی تیم ما بود.»

    شمشیر داعش روی گردن فوتبال( slideshow)

    ابوعلی روزهایی را به یاد دارد که هنوز صدام در کشور عراق همه کاره بود: «ما همیشه فوتبال بازی می کردیم. در زمان صدام برای بازی فوتبال به حومه بغداد می رفتیم. محله عنبر. بعضی وقت ها حتی آنجا شنا هم می کردیم.»

    البته روایت موسسه مطالعاتی بروکینگز آمریکا درباره زندگی شخصی بغدادی هم جالب است: «ابراهیم عواد ابراهیم البدری در سال 1971 در شهر سامرا به دنیا آمد. همسایه ها که دوران نوجوانی او را به یاد می آورند نقل می کنند که ابراهیم خجالتی و گوشه گیر بود و فوتبال، ورزش مورد علاقه اش بود. نگاهی به تصاویری که از او در آن سال ها بر جای مانده، نشان می دهد که او اخم و ترش رویی شدید را در چشمان سیاهش جای داده بوده است. 

    بعدها و در جوانی بغدادی در مسجد محله به تدریس علوم قرآنی و قرائت آن به کودکان مشغول می شود. این مسجد همچنین به محیطی برای بروز عشق او به فوتبال تبدیل شد. مسجد باشگاهی داشت که بغدادی ستاره آن بود. لقب او، مسی باشگاه بود. هم تیمی های او نقل می کنند که بغدادی زمانی که موفق به گلزنی نمی شد، کنترل خود را از دست می داد و بد اخلاق می شد.»

    از چه زمانی برای بچه موبایل بخریم؟

    سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 16:59
    اطراف ما را در دنیای امروز انواع و اقسام وسایل جدید و تکنولوژی‌های مختلف گرفته است. تکنولوژی‌هایی که به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل شده‌اند و دیگر بدون وجود آنها زندگی به نظرمان غیرممکن می‌رسد! یکی از المان‌های تکنولوژی امروز که همه ما به صورت شخصی از آن استفاده می‌کنیم گوشی‌های تلفن همراه است که دیگر تنها یک گوشی تلفن نیست! بلکه وسیله‌ای است که در طول روز بارها و بارها از آن استفاده می‌کنیم و بدون آن حتی از منزل خارج نمی‌شویم.

    کودکان نیز در جامعه امروز از سنین پایین با این وسایل سروکار پیدا می‌کنند و حتی شاهد این هستیم که بچه‌های کم سن و سال، صاحب گوشی تلفن شخصی خودشان می‌شوند. اما استفاده از این وسیله بدون آسیب‌نیست و باید در سن مناسبی اقدام به تهیه این وسیله برای کودک کرد. 

    از چه زمانی برای کودک‌مان موبایل بخریم؟
    درباره این موضوع با محمد رضابیگی، روانشناس بالینی صحبت می‌کنیم و از او درباره استفاده کودکان از این وسیله می‌پرسیم. رضابیگی این گونه توضیح می‌دهد: «در ابتدا و به طور کلی باید در نظر داشته باشیم که شروع استفاده از هر تکنولوژی جدیدی باید همراه با آشنایی با فرهنگ استفاده از آن باشد. این موضوع البته در جامعه ما خیلی مورد بحث قرار می‌گیرد، اینکه آیا فرهنگ‌سازی درستی در مورد استفاده از این وسایل در جامعه ما انجام شده است یا خیر؟ باید گفت که مسلما اختراع و تولید هر وسیله جدیدی به دنبال یک احساس نیاز بوده است و جامعه‌ای که در ابتدا نیاز را حس کرده به بهترین شکل، فرهنگ استفاده از آن وسیله را می داند. اما گاهی وقتی تکنولوژی به جای دیگر انتقال پیدا می کند فرهنگ استفاده از آن به همراه آن منتقل نمی شود و این معضل در کشور ما بسیار مشاهده می شود.»

    این روانشناس درباره قرار دادن این وسایل در دسترس کودکان می‌گوید: «به هر حال تکنولوژی‌های جدید با زندگی ما عجین شده‌اند و استفاده از آنها اجتناب‌ناپذیر است. که البته تلفن همراه یکی از همه‌گیرترین آنهاست. شما نمی‌توانید گوشی خود را از چشم کودک‌تان پنهان کنید و خواهی نخواهی آنها به سرعت با این وسیله آشنا می‌شوند و نسبت به استفاده از آن علاقه نشان می‌دهند. پس بهتر است به جای جلوگیری و منع کودکان و نوجوانان، فرهنگ استفاده صحیح از آن را به آنها آموزش داد.» 

    رضابیگی تاکید می‌کند که با این وجود نباید برای دسترسی کودکان به این وسیله محدودیت سنی قائل نشد. او درباره سن مناسب برای شروع آشنایی کودکان با دنیای مجازی توضیح می‌دهد: «شروع آشنایی کودک با ابزارهای دیجیتال و دنیای مجازی زمانی است که نیاز واقعی استفاده از آن ایجاد شده باشد. مسلما در سال‌های ابتدایی زندگی کودک که زمان اولین تجربه‌ها در دنیای واقعی و آموختن مهارت‌های مختلف ذهنی و جسمی است، تجربه دنیای مجازی شامل بازی‌های کامپیوتری و رسانه‌های موجود در تلفن همراه نه تنها نمی‌تواند مفید باشد بلکه آسیب‌زننده است. علاوه بر آن مطالب زیادی نیز در خصوص خطر امواج تلفن‌های همراه برای مغز نوزادان و کودکان وجود دارد. پس تا جایی که امکان دارد و نیازی احساس نمی شود بهتر است این وسیله در دسترس کودکان نباشد.»

    محمد رضابیگی درباره اینکه چه سنی برای داشتن تلفن همراه شخصی برای کودکان مناسب است، عقیده دارد: «وقتی سال‌های اولیه زندگی کودک سپری شد، در سنین بالاتر می‌توان بسته به میزان درک کودک کم کم او را با این وسیله آشنا کرد، البته با دسترسی محدود. در این زمان که کودک قدرت تقلید بالایی دارد بهترین زمان برای نمایش فرهنگ صحیح استفاده از این وسیله به اوست. و لازمه آن این است که پدر و مادر، خودشان فرهنگ صحیح استفاده از آن را داشته باشند. این ، کودک را آماده می کند که در زمانی که قرار شد تلفن همراه شخصی داشته باشد، بدون نیاز به کنترل و فشار والدین ، به طور صحیح از آن بهره‌برداری کند. اما اینکه بخواهیم دوره سنی خاصی را نام ببریم و مثلا بگوییم در دوران پیش دبستانی یا دبستان و... قابل قبول نیست. چراکه میزان رشد درک و توانایی‌های کودکان در سنین مختلف با هم متفاوت است و تشخیص آن به عهده پدر و مادر و در صورت نیاز مشاور است.»
    ( تعداد کل: 43 )
    <<    1       ...       5       6       7       8       9   
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    LOVE
    (function (i, s, o, g, r, a, m) { i['GoogleAnalyticsObject'] = r; i[r] = i[r] || function () { (i[r].q = i[r].q || []).push(arguments) }, i[r].l = 1 * new Date(); a = s.createElement(o), m = s.getElementsByTagName(o)[0]; a.async = 1; a.src = g; m.parentNode.insertBefore(a, m) })(window, document, 'script', '//www.google-analytics.com/analytics.js', 'ga'); ga('create', 'UA-40870092-3', 'auto'); ga('send', 'pageview');